چطور به اولویت اول همسر خود تبدیل شویم؟

دیدگاهی متفاوت نسبت به مقوله خیانت زنان یا مردان
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
چگونه می توان بعد از خیانت زن یا مرد زندگی کرد
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
اولویت اول همسر شدن

یکی از سوالات رایجی که در جلسات مشاوره از من می‌پرسند این است که “چرا من در اولویت اول همسر خود نیستم؟” این احساس که در اولویت اول زندگی همسرتان نباشید ناراحتی و رنجش زیادی برای شما به همراه دارد. این افکار و احساسات بعدها موجب بروز حسادت، شک و عدم اعتماد می‌شود. نیم ساعت تمام به دنبال بهترین پیام عاشقانه برای همسرت می‌گردی تا درحالی که مشغول کار است برایش بفرستی و توجهش را جلب کنی. با وسواس فراوان پیامی که انتخاب کرده‌ای را می‌نویسی و دکمه “ارسال” را می‌زنی و بعد هر چند دقیقه یک‌بار تلفن را چک می‌کنی. اما یا کلا هیچ پاسخی دریافت نمی‌کنی و یا بعد از یک قرن با یک پاسخ سرد و کوتاه مواجه می‌شوی. دقیقا خلاف چیزی که انتظارش را داشته‌ای اتفاق افتاد. سعی می‌کنی متنی را که فرستاده‌ای تحلیل کنی و ببینی چطور می‌توانستی متن بهتری بفرستی اما چیز جدیدی به ذهنت نمی‌رسد. حس می‌کنی تمام غم عالم روی دوشت سنگینی می‌کند. همسرت را دوست داری اما رفته‌رفته این حس به سراغت می‌آید که به اندازه‌ای که تو به او توجه می‌کنی او به تو توجهی ندارد و اولویت اول او نیستی. به شغلش، دوستانش، خانوادهش‌اشیی‌اش و حتی تلویزیون بیشتر از تو اهمیت می‌دهد. هربار که سعی می‌کنی او را متوجه این قضیه کنی، بیشتر از تو دور می‌شود.

در این مقاله سعی می‌کنیم عواملی که منجر به این پیش‌داوری‌ها می‌شود را بررسی کنیم. با ما همراه باشید.

  • احساس خود را در رابطه با اولویت اول همسر بودن بررسی و تحلیل کنید
  • به اولویت‌های او احترام بگذارید
  • گفت‌وگو، کلید اصلی حل مشکلات
  • تغییر رویه دهید

به اولویت‌های همسر خود احترام بگذارید

احساس خود را در رابطه با اولویت اول همسر بودن بررسی و تحلیل کنید

گرچه طبیعی است که دلتان نخواهد تمام عمر نادیده گرفته شوید، باید این نکته را در نظر داشته باشید که نیاز شدید به اولویت اول بودن در رابطه ممکن است نشانه عدم اعتماد به نفس شما باشد.

در ذهنتان یک سری انتظارات از اینکه چقدر همسرتان باید با شما وقت بگذراند و تمرکزش روی شما باشد دارید، و وقتی توقعاتتان برآورده نمی‌شود، دچار شک و تردید می‌شوید. و بعد ممکن است شروع به گله کردن کنید و از او درخواست کنید که وقت بیشتری با شما بگذراند.

اغلب مواقع کتاب‌ها، سریال‌های تلویزیونی، فیلم‌ها، مقالات مجله و یا حتی روان‌شناسان به شما القا می‌کنند که یک “همسر خوب” باید شما را در مرکز توجه‌اش قرار دهد. یک همسر خوب باید به تمامی پیام‎‌های شما به سرعت پاسخ دهد. یک همسر خوب همواره باید حس خوشبختی و دوست داشته شدن را به شما القا کند و لحظه‎‌ای از شما غافل نشود. و این توقع از مردها وجود دارد که مثل بندبازها روی این طناب رابطه که زن را در مرکز دنیای خود قرار می‌دهد راه بروند، بدون اینکه لغزشی داشته باشند. اما این کار برای او طاقت فرساست و درنهایت منجر به عدم رضایت، جروبحث و سرانجام طلاق می‌شود.

به اولویت‌های همسر خود احترام بگذارید

زنانی که زندگی پایدار و رابطه رضایت بخشی با همسرشان دارند بخوبی می‌دانند که کلید اصلی یک رابطه خوب این نیست که همواره اولویت اول همسرشان قرار بگیرند. آنها می‌دانند که اولویت‎های اضافه دیگری علاوه بر همسرشان در زندگی وجود دارد که برخی مواقع باید به آن‌ اولویت‌ها نیز بها بدهند. زنان معمولا به خوبی می‌توانند چند کار را بطور همزمان انجام دهند. اما مردها این‌طور نیستند و ترجیح می‌دهند در هر زمان فقط بر روی یک کار تمرکز داشته باشند و تمام حواسشان را بر روی آن یک کار صرف کنند.

بنابراین وقتی همسرتان سرکار است، اولویت اول او مسلما کارش است و کار یک مرد، بخش مهمی از زندگی و شخصیتش محسوب می‌شود. هرچه بیشتر به اولویت‌های همسرتان احترام بگذارید و از آن حمایت کنید (حتی اگر اولویت‌های او به نظر خنده دار باشد)، او نسبت به اولویت‌هایش احساس رضایت بیشتری می‌کند و در نهایت باعث می‌شود توجه بیشتری به شما و نیازهایتان نشان دهد. حمایت از سایر اولویت‌های همسرتان آنقدرها هم دشوار نیست، مخصوصا اگر مداوم این کار را انجام دهید تبدیل به عادت می‌شود.

پیام‌ها و تماس‌ها را برای کارهای مهم‌تر رزرو کنید و یا اگر پیام عاشقانه‌ای برایش می‌فرستید انتظار پاسخ نداشته باشید و مطمئن شوید که او نیز فشاری برای پاسخ دادن به شما بر روی خودش حس نمی‌کند. به کار او احترام بگذارید. این قضیه در مورد سایر اولویت‌های او نیز صدق می‌کند. حتی در مورد تفریح‎‌های یک‌نفره نیز بهتر است او را آزاد بگذارید. هر فردی نیاز دارد دقایقی در روز با خودش تنها باشد و هر کس یک روش برای ارضای این نیاز خود دارد (دیدن تلویزیون، بازی‌های رایانه‌ای و…) و همیشه بخاطر داشته باشید اگر قبل از ازدواج به این تفریحات تک نفره نیاز داشت به احتمال زیاد بعد از ازدواج نیز به آنها نیاز خواهد داشت. وقتی به این نیاز او احترام می‌گذارید کم کم متوجه می‌شوید که او به دلخواه خودش، تمایل دارد زمان بیشتری را با شما بگذراند.

این موضوع در مورد شما نیز صدق می‌کند. او نیز تلاش می‌کند به اولویت‌های شما احترام گذاشته و اعتماد بیشتری نسبت به شما و رابطه‌تان پیدا می‌کند.

گفت‌وگو، کلید اصلی حل مشکلات با همسر

گفت‌وگو، کلید اصلی حل مشکلات با همسر

اگر احترام گذاشتن به اولویت‌هایش او را به شما نزدیک‌تر نکرد بهتر است گزینه گفت‌وگو را انتخاب کنید. شاید جالب باشد بدانید که اغلب مردها متوجه رفتارهای بعضا نادرست خود در قبال همسرشان نیستند. گاهی اوقات با یک گفت‌وگوی صمیمانه خیلی از کدورت‌ها برطرف می‌شود. به آرامی، به طور منطقی و مستقیم به همسرتان بگویید، از اینکه اغلب اوقات اولویت اول او نیستید ناراحت و ناراضی هستید. همسرتان ممکن است تصور کند رابطه عاشقانه شما آنقدر قدرتمند و عمیق است و هیچ جایی برای شک و تردید وجود ندارد. ممکن است قلبا شما را تنها اولویت زندگی‌اش ببیند اما در عمل نتواند بخوبی آن را نشان دهد. به همین خاطر یک گفت‌وگوی دوستانه ممکن است او را متذکر کند و رابطه‌اش را با شما اصلاح کند.

تغییر رویه دهید

اگر روش گفت‌وگو نیز جواب نداد، باید روش دیگری را در پیش بگیرید. یک روش که بسیاری از خانم‌ها از آن نتیجه گرفتند، این است که تمرکز و توجه‌شان را از روی همسرشان بردارند. شاید فکر کنید این کار رابطه شما را سرد می‌کند اما به این روش باید به شکل یک یادآوری برای همسرتان بنگرید. یادآوری اینکه شما و احساساتتان نیز به اندازه سایر اولویت‎‌های همسرتان اهمیت دارید.  توجه داشته باشید حین اجرای این روش، کارهای عجیب و خلاف شخصیت خود انجام ندهید بلکه فقط نشان دهید که اولویت‎‌های مهم‌تری غیر از او دارید. به طور مثال برای خودتان به تنهایی برنامه‌هایی بچینید و او را در نظر نگیرید. در آماده کردن شام تعلل کنید و یا دیگر در مورد اینکه روزش چطور گذشت از او سوال نکنید.

وقتی همسرتان این تغییر رویه را در شما ببیند، ذهنیت او نیز کم کم تغییر می‌کند و متوجه می‌شود که تمرکز شما دیگر بر روی او معطوف نیست و احساس خطر می‌کند و به همین خاطر توجه بیشتری به شما نشان داده و به نیازهایتان اهمیت بیشتری می‌دهد.

امروزه مشغله‌های افراد بسیار بیشتر از گذشته شده است. تکنولوژی همه ما را در خود غرق کرده و با وجود وظایف مختلفی که باید انجام شود، از بچه داری و کار اقتصادی گرفته تا روابط ما با دوستان و آشنایان، بیش از پیش نیاز داریم تا اولویت‌هایمان را بشناسیم. در این میان رابطه زناشویی شاید مهم‌ترین اولویت زندگی هر فردی باشد. پس بهتر است توجه بیشتری به همسر خود نشان دهیم و او را خاص ترین فرد زندگی خود بدانیم.

 

9 دیدگاه ها

  1. مهدیه گفت:

    سلام منو شوهرم مطلقه بودیم و هر کدام ۲تا بچه داشتیم من ۲تا پسر وشوهرم ۱دختر و۱پسر.۵ساله ازدواج کردم کم کم متوجه شدم که اولویت اول راندارم وبه بچه هایش اهمیت میده و بهانه های الکی بحث میکرد وسریع به مادرش زنگ میزد که بیاد خونه ما.بعد هر اتفاقی رو برای دخترش وپسرش تعریف میکرد واز او خواستم که تعریع نکند وراه اشتباه را نرود.ولی ادامه داد ودخالتهای مادرش شروع شد ومرا از خونه به بهانه های الکی کتک میزد وبیرون میکرد ولی من به خانواده ام نمیگفتم وبچه هام در شهرستانی دیگر زندگی میکردند ومن میرفتم انجا پیش بچه هایم و باز میامدم یا خودش میامد دنبالم حرف بچه هایش مخصوصا دخترش را گوش میکردبعد از چندین بار بحث ودعوای وکتک زدن الکی برای من خانه ای جدا گرفت ومن تنها بودم و به ۲تا پسرم گفتم بیاین کنارم و بعد از ۱سابیشتر بچه های شوهرم رفتن خونه مادربزرگشون که از روز اول انجا بودن وشوهرم دید ۲تا کرایه باید بده امد کنار من دوباره بچه هایش امدن وگفتن ما میخواهیم با پدرمان زندگی کنیم وماندن ویکسره بین من وشوهرم طبق معمول بحث راه مینداختن.مثلا پسرای من که اینجا بودن میگفتن این خونه مال ماست ومابایدازاتاق خوابها استفاده کنیم من به شوهرم گفتم نه این خونه شما برای من گرفتین ولی شوهرم دعوا وبحث زیادی کرد تا پسرم متوجه شد و به شوهرم گفت این اتاق من ماله دختر شما که جای خواهر من میباشد وبه جای اینکه به مادرم میگفتین به خودم میگفتین ۳هفته بابت این موضوع خیلی منو اذیت کرد.بعد از چند روز پسرم رفت داخل اتاق وخیلی کثبف کرده بودن شروع به تمیز کردن کرد وبه شوهرم خیلی محترمانه گفت که من تمیز کردم لطف کنید به بچه ها بگویید که پوست بستنی و پفک میخورن نریزن روی اتاق.شوهرم شروع کرد به سر وصدا که من تمیز میکنم ومن تمیز میکنم وپسرم برگشت و گفت زشته شما تمیز کنید شما بزرگتر این خونه هستین ووظیفه شما نیست وظیفه ما بچه ها هسته که باید نظم را رعایت کنیم وبابت این حرف پسرم ۳ هفته دعوا داشت بامن وخیلی طرفداری بچه ها را میکردو جلوی بچه هایش خیلی حرفهای بد میزد وهرچقدر به خوبی میگفتم اصلا قبول نمیکرد وزمانیکه بچه هایم نبودن منو الکی کتک میزد که بچه هاش خوشحال بشن‌.نمیدونم چه چیزی با بچه هایش از زندگی قبلیش داشت که میترسید.اینجوری به نظر میرسید اگه بچه ها ساعت ۲ شب هرچیزی میخواستن میرفت تهیه میکرد خیلی سریع ومیبرد به اونها میداد اگه‌زنگ میزدن ومیگفتن تا ۱۰ دقیقه دیگه بیا دنبالمون نباید ۹ دقیقه میشد.خیلی محبتش کردم که بهتر شود ولی نشد ومن محبتم را کم کردم ولی بازم بهتر نشد تا اینکه متوجه شدم خیلی پنهانکاری میکنه مثلا لباس برای بچه هایش میخرید پنهان میکرد وپول به کارت بچه ها میرفت وبه من پول اصلا نمیدادولی هرچی میخواستم تهیه میکرد ولی اگه بیرون میرفتم پولی نداشتم ومیگفت به بچه هایت میدی.ورستوران میرفت ومن باید گرسنه میماندم واین ۴ ،۵ ماه اخری اصلا خرید خونه را نمیکرد وبابت لباس خریدن که پنهان کرده بود ومن به خوبی گفتم زشته بچه روی من چه فکری میکنه که شما پنهان کردین وشما وظیفه دارین برای بچه هایت بخری به من ارتباطی نداره وتا الان من به شما کی گفتم بخر یا نخر…!!! شروع به حرفای بد زد ومنو شروع به کتک زدن کرد جلوی بچه هایش بچه های من خونه نبودن چون جلوی بچه های من اصلا دست به من نمیزد وخانه ای که از چند روز قبل من خبر نداشتم مادرش،برایش کرایه کرده بود وسریع زنگ زد ماشین کرایه کرد ووسایلش را برد و نه خرجی داد ونه سر زد ومن رفتم پزشک قانونی ولی اقدام به ادامه شکایتم نکردم وگفتم که چنین کاری را کردم وامد و از پول دادن به من خیلی میریزه بهم.متوجه شدم که منو مخصوصا عذاب میده که من مهریه ام را نگیرم وبرم.حرف مادرش ودختر ۱۳ ساله را گوش میدهد وتصمیم گیری برایش میکنن وحق تصمیم گیری را ندارد والان چند روزی اشتی کردیم وبرادرم فوت کرد واصلا نیامد ومن به خانواده ام گفتم خارج از شهر رفتن برای انجام کاری وروز پرسه مرا رساند وفقط به پدرم تسلیتی درب خونه گعت و سریع رفت و تا تموم شد وبعد از چند روز امد دنبال من و۱ دقیقه نشد که امد داخل خانه ورفتیم.مادرش و دخترش میگه باید جدا بشی ونمیدونم چرا اینقدر میترسه ار خانواده اش.وظیفه خودش را اصلا رعایت نمیکنه واهمیتی نمیده به من وتوجهی نمیکنه .براش مهم نیسته زندگیه من وهیچ خرجی در زندگیه من نمیکنه ولی دوستش دارم واگه جدا بشم نمیدونم چیکار کنم خرجی وکرایه خونه را از کجا بیاورم.لطفا راهنماییم کنید ممنون.در ضمن درامدش عالیه.

  2. سارا گفت:

    سلام استاد آریافر عزیزم
    روزی نیست که ازشما و درسهایی که بهم دادید یاد نکنم . به لطف اموزشهای شما من به همه آنچه که توی ذهنم بود رسیدم جالبه انگار معجزه میشه همسرم که امکان نداشت از منطقه فعلیمون خارج بشه خودش همون سمتی که من دوست داشتم دنبال خونه گشت و یه خونه خوب بامتراژ دلخواه و قیمت مناسب پیدا کرد و ماداریم آخر این ماه اسباب کشی میکنیم. رفتارش، اخلاقش ، دوست داشتناش ….همه وهمه همونی شده که من همیشه دلم میخواست. الانم دنبال اینه که بعداز اسباب کشی برای بچه دار شدن اقدام کنیم. استاد اونقدر همه چی عالیه که من واقعا شکرگزار خداهستم شمارو توی مسیر زندگیم قرار داد. تک تک حرفها و درسهایی که بهم دادید توی گوشمه و همش باخودم تکرارشون میکنم. شما راز زندگی رو یادم دادید واقعا ازتون ممنونم و از خدا میخوام آنچه که لیاقتش رو دارید بهتون بده و همیشه سالم و شاد باشید خیلی خیلی خیلی ارادتمندتونم

  3. ارمغان گفت:

    ۶ ساله با هم ازدواج کردیم توی یه خونه هستیم ولی حضورش به عنوان یه مرد و تکیه گاه واسه زن قبلیشه با من فقط دعوا میکنه توی هیچکاری هم به من کمک نمیکنه در مجموع رابطه زناشویی خوبی نداریم . همه چیو خودم دارم میبرم جلو اون فقط پول میده و میگه دارم واستون همه کار می کنم دیگه چی می خواین ؟ ولی نمیدونه من پول نمی خوام . عشق ، توجه و حمایت و آرامش می خوام .

  4. بابک گفت:

    سلام زن من نسبت به من بی تفاوت هست بخصوص تو جمع خانواده خودش این منو آزار میدهد

  5. زینب گفت:

    همسر من هم همینطوره با اینکه چند مشاور خانواده و زوج درمانگر رفتیم اما هنوز به این درک نرسید که تشکیل خانواده داده و صاحب همسر و فرزند شده باید نیازهای همسر و فرزند رو در اولویت قرار بده و گاهی واقعا کلافه کنندست همسر من اولویتش اول کار بعد خانواده خودشه وقتی هم ناراحتی رو بیان می کنم در جواب می گه شما این همه تلاش من رو نمیبینید ؟؟!! نمی دونم شاید نمی تونم حرفمو انتقال بدم .

  6. Arezoo.ar گفت:

    اولویت اول زندگی شوهر من مادرش و کارشن واقعا این مشکل خیلی حاد شده واسم اصلا قبول نمیکنه از مشاوری کمک بگیریم لطفا کمکم کنید از این زندگی خسته شدم من اصلا به چشمش نمیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *